تالار فردوسی
فکر کنم همه ی زاهدانیها این ساختمونو دیده باشن
تالار فردوسی

یه روز رییس دانشگاه سیستان و بلوچستان پی برد که دانشگاه
یک سالن همایش بزرگ کم داره//اخه اون موقع همایش ها تو امفی تیاتر
مهندسی یا ادبیات انجام میشد //
این بود که به فکر افتاد ولی به هر دری زد نتونست بودجه ای برای
ساخت این تالار بگیره و خسته و ناامید از همه جا برگشت به خونش
شب وقتی خوابیده بود یک صداش کرد : "منم نفس خبیثت"
چی می خوایی؟![]()
یه راه حل دارم که بودجه بگیری
چی؟![]()
یه شرط داره
چه شرطی؟
نصفشو بودجه رو به جیب بزنی
حالا تو بگو
//با کمال میل!!!//
درخواست بده دانشکده هنر بسازی بعد با بودجه تالار بساز
در این لحظه چشمای رییس برق زد و از فردا دنبال کارشو گرفت و به
هر ترتیبی بود مجوز ساخت دانشکده هنر را گرفت و بعدش هم بودجه
ساختشو گرفت و به جای دانشکده هنر تالار فردوسی را شروع به
ساختن کرد
که البته قبل از اینکه خود تالار فردوسی ساخته بشه قبلش
ساختمون جنبیش ساخته شد که الان اون ساختمون جنبی که
عکسشو این زیر میبینید به عنوان دانشکده هنر استفاده میشه
بله این بود داستان ساختمانی که من از موقعی که دبستانی بودم نیمه ساخت بود و
حالا که دانشگاه اومدم تازه به بهره برداری رسیده
![]()
![]()
![]()
![]()
حالا همین جا جولوی همه از دوست پسر الناز عذر می خوام امید وارم به دل چیزی نگرفته باشی
همش شوخی بود
بای![]()
